عريب بن سعد القرطبي ( مترجم : پاينده )
6879
صلة تاريخ الطبري ( دنباله تاريخ طبرى ) ( فارسي )
را به صورت خودم كردم ، چنان كه اين گاوان پنداشتهاند آن كشته شده من نبودم . نصر حاجب مىگفته بود او را به ستم كشتند . از جمله شعر حلاج اينست : « قلب خويش را هرگز آسوده نديدم « و چگونه تواند بود كه مرا « براى تيرگى مهيا كردهاند . ( 86 « به راه غرور رفتم و اى شگفتا « از كسى كه در راه خطرناك « نجات مىجويد . « گويى من ميان موجها هستم « كه مرا وارونه مىكند « و بالا و پايين مىبرد . « غم به دل دارم و آتش در جگر ، « گريه شاهد من است « از ديدهام شهادت بخواهيد . » و هم از شعر اوست : « جام ، شكايت از غم شما را « براى من آسان كرد « باده نوشان را از جام گله نيست « گيرم به دعوى گويم كه بيمار و نزارم « پس چرا خوابگاه من همه خار است . « هجرانى است غمانگيز و وصالى كه